ورود پسران ممنوع : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

اونقد نیومدم که دیگه اینجا رسما شده دفترچه یادداشت خودم

ولی من پررو تر ازین حرفام مینویسم واسه همه واسه همونی که شاید تنها آدرسش از من همین وبلاگ بوده باشه 

پس بسم ا... 

من خیلی تغییر کردم و این یچیز طبیعیه و کاش آدم یک دوستی داشت که سالی یبار اونو میدید و براش ازین یکسال میگفت از تفکراتش از مذهبش از خدا و دوباره ترکش میکرد برای یکسال 

راستی الان ساعت دو و ربع نیمه شب هست 

حوصله رنگ و افکت و مفکت ندارم فقط مینویسم 

ازین شاخه به اون شاخه کسی هم نمیتونه ایراد بگیره 

آسمون رنگش یکم ترسناک شده اما من دیگه ازش نمیترسم چون تاالان تقریبا از هرچی میترسیدم سرم اومد 

من دارم قوی میشم اما نمیدونم پایان داستان قراره با چه شخصیت و منزلتی دفترمو ببندم و این شاید هیجان انگیزترین قسمت تراژدی منه ! 

ورود پسران ممنوع...

ما را در سایت ورود پسران ممنوع دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 15:06

صفحه بندی